دخترم تو بزرگتر میشوی و من عاشق تر تو بزرگتر میشوی و من دلتنگتر.دلتنگ از اینکه کمتر به من وابسته ای و بیشتر به خودت متکی خیلی دلم میگیرد وقتی به آن روزها فکر میکنم که از من شاید فرسنگ ها دور شوی مثل الان که من مادرم را گذاشتم و آمدم دنبال زندگی ام...دلم میگیرد....امروز خیلی دلتنگ شدم وقتی در آغوشت کشیدم و بدونه اینکه عصاره جانم را به تو بدهم تا بخوابی تو بی تاب بودی و خوابیدی خیلی دلم گرفت و در لابه لای لالایی هایم یک دل سیر گریه کردم تورا از شیر گرفتم و خودم بیشتر از تو بی قرارم حالم همچون پرنده ای است که میخواهد برای اولین بار به جوجه اش پرواز را بیاموزد و دلش پراز آشوب و بیقراری است باور نمیکردم ا...